گزارش زبان آموزی در گوریل سخنگو: کوکو

مقدمه

در پژوهش‌هایی که درزمینهٔ زبان میمون‌های انسان‏‌نما صورت گرفته است، از شامپانزه‌های معمولی استفاده‌شده است؛ گوریل‌ها، به دلیل جثه بزرگ و تربیت ناپذیری ظاهری‌شان، آزمون‌شونده‏‌های مناسبی برای این‌گونه پژوهش‌ها محسوب نمی‏‌شدند. ولی طرح کوکو که در سال ۱۹۷۲ با ماده گوریل یک‌ساله‌ای به نام کوکو آغاز شد این پندار را به چالش طلبید.

در درازمدت‌ترین مطالعه پیوسته‏ایی که تاکنون درزمینهٔ توانایی‌های زبانی میمون‌های انسان‏‌نما صورت گرفته است، گوریل کوکو از طریق زبان اشاره و انگلیسی گفتاری به‌طور پیوسته با ارتباط دو شیوه‏‌ای و دوزبانه سروکار داشته است و علامت دادن جزئی از زندگی روزمره او گردیده است. کوکو از طریق آموزش، تقلید و نوآوری خود تعداد زیادی واژه فراگرفته است.

پیشرفت او در چارچوب اهداف زیرین ثبت و سنجیده شده است:

۱. به دست آوردن یک پایگاه داده‏‌های زبانی با ماهیت و دامنه‏‌ای مشابه پایگاه داده‏‌هایی که در مورد کودکان و شامپانزه‌ها گردآوری می‏‌شود.

۲. استفاده از این پایگاه داده‏‌ها و سایر داده‏‌های   رفتاری برای روشن کردن نقش شناخت در رشد و کاربرد زبان.

۳. استفاده از زبان به‌عنوان گمان‌ه‏ایی برای درک بیشتر رشد ذهنی، عاطفی و اجتماعی گوریل‌ها.

کوکو گوریل

کوکو همراه با گربه خانگی‌اش

درباره کوکو

کوکو که یک ماده گوریل آفریقایی است، در ۴ ژوئیه ۱۹۷۱ در باغ‏‌وحش سانفرانسیسکو به دنیا آمد. پروژه کوکو در ژوئیه ۱۹۷۲، زمانی که کوکو در شیرخوارگاه، باغ‏‌وحش سانفرانسیسکو زندگی می‏‌کرد آغاز شد.

وی تا شش‌ماهگی در میان گروهی از گوریل‌ها با مادرش زندگی می‏‌کرد.در آن زمان او به علت بیماری از گروه جدا گردید و مدت شش ماه در نزد انسان‌ها در خانواده‏‌ای پرورش یافت.درنتیجه، او از شش‌ماهگی تا زمان حاضر با انگلیسی گفتاری سروکار داشته است.

وی از یک‌سالگی با گون‌ه‏ای از زبان اشاره آمریکایی (ASL یا اَمِسلَن) که یک نظام زبانی نحوی قاعده‌‏مند است و از طریق واژگانی متشکل از علامت‌های حرکتی منتقل می‏‌گردد، سروکار داشته است. این‌گونه، ترکیبی از زبان اشاره انگلیسی و زبان اشاره آمریکایی واقعی است.

کوکو تنها پس از چند روز آموزش رسمی نخستین واژه را با علامت دادن ادا کرد.در ۹ اوت، هنگامی‌که قطعات میوه به او داده می‏شد به‌طور ثابت با علامت‌هایی بسیار نزدیک به علامت غذا واکنش نشان داد.در آن زمان هنوز هیچ داده‏‌ای دال بر این وجود نداشت که یادگیری نخستین واژه نهایتاً به ردوبدل شدن هزاران واژه و مفهوم بین کوکو و مربیانش خواهد انجامید.

مقایسه با کودکان

یک تفاوت بارز بین کوکو و کودکان شنوا محدود بودن واژگان تولیدی او در سنین بالاتر است. هنگامی‌که کودکان به پنج‌سالگی می‏‌رسند معمولاً واژگان آن‌ها از ۱۰۰۰ واژه بسیار فراتر می‏‌رود و در مواردی، هنگامی‌که شش‌ساله می‏‌شوند، واژگان آن‌ها تا ۵۰۰۰ واژه را شامل می‏‌شود. در مقابل، کوکو در پنج‌سالگی ۵۰۰ تا ۶۰۰ علامت را به نمایش می‏‌گذاشت.

البته انتظار می‏‌رود که استعداد کودک برای فراگیری واژه‏‌ها از استعداد میمون‌های انسان‏‌نما بیشتر باشد.درحالی‌که به‌احتمال‌زیاد این اختلاف از تفاوت‌های موجود بین استعدادهای شناختی دو نوع منشأ می‏‌گیرد، ولی درعین‌حال ممکن است منعکس‌کننده سایر عوامل، ازجمله اختلاف معیارهای تعیین واژه‏‌ها به‌عنوان اقلامی از واژگان، تفاوت ماهیت اقلام واژگانی در زبان اشاره در مقابل گفتار انگلیسی و تفاوت‌هایی در محیط‌های اجتماعی نیز باشد.

تولید کلمه

تولید برخی از واژه‏‌ها برای کوکو از تولید دیگر واژه‏‌ها مشکل‌تر است.این امر در مورد کودکان شنوا و ناشنوا نیز صادق است.کوکو علامت‌هایی را که تولید آن‌ها مستلزم چابک‌دستی است غالباً ساده می‏‌کند.مثلاً در تولید rubber,water، شکلی را که دست بایستی برای ادای W و r به خود بگیرد، با دراز کردن انگشت سبابه از دست به حالت آزاد یا مشت شده، ساده می‏‌کند. چابک‌دستی تنها مشکل کوکو نیست؛ تولید صحیح برخی از علامت‌ها (نظیر purple, sand) به دلیل کوتاه بودن شست او ازلحاظ فیزیکی غیرممکن است.

koko-lang-sign

کلمات اشاره مورد استفاده کوکو

کوکو علامت‌های غیر تماسی (علامت‌هایی که هنگام تولید آن‌ها دست‌ها با بدن تماس نمی‏‌یابند) را کندتر از علامت‌های تماسی فراگرفت. پیش از آنکه کوکو تولید درست علامت‌های غیر تماسی نظیر finished و  milk را فراگیرد، سعی می‏‌کرد با منتقل کردن جایگاه تولید این علامت‌ها از نقطه‏‌ای دور از بدن به نقطه‏ای روی بدن، آن‌ها را به علامت‌های تماسی تبدیل کند.  کوکو برخی از علامت‌هایی را که تولید آن‌ها مستلزم حرکت دست به‌سوی بدن است (مثل long, glove) با دور کردن دست از بدن ادا می‏‌کند. گرایش‌هایی مشابه این در مورد کودکانی که علامت آموزی می‌کنند، گزارش‌شده است.

کودکانی که زبان اشاره را فرامی‌گیرند به‌طوری همسان صورت‌های تحریف‌شده یا ساده‌شده‌ای از علامت‌ها را تولید می‌کنند که همتای «زبان کودکانه» در گفتار است. کوکو صورت‌هایی را تولید کرده است که آن‌ها را نیز می‏‌توان علامت‌های کودکانه خواند و برخی از آن‌ها با صورت‌هایی که کودکان به کار می‏‌برند همسان‌اند. ه.شلزینگر (۱۹۷۶) توضیح می‏‌دهد که در کاربرد علامت‌ها انسان بایستی تصویری آینه‌وار از علامت دریافت شده تولید کند؛ درنتیجه، کودکانی که به زبان اشاره صحبت می‌کنند علامت‌ها را در جهت خود وارونه می‌کنند.

کوکو علامت پرنده را با گرفتن لب‌هایش بین انگشت‌های شست و سبابه وارونه می‏کند، کودکانی که زبان اشاره را می‏‌آورند نیز چنین می‌کنند. یکی از گونه‏‌های اولیه علامت خوردن در نزد کوکو صورت ساده‌شده‌ای بود که در آن‌ها تنها انگشت سبابه‏‌اش با لب‌ها تماس می‏‌یافت. این شکل اغلب در مورد کودکانی که علامت آموزی می‌کنند گزارش‌شده است.

به نظر می‏‌رسد که در سایر مواردِ عقب‌ماندگی‌های تولیدی، بیشتر محدودیت‌های انگیزشی دخالت دارند تا محدودیت‌های ادراکی-حرکتی یا رشدی. کوکو تولید علامت‌های pinch و soop, berry, swing را ظرف چند دقیقه پس از مشاهده علامت‌ها فراگرفت؛ ظاهراً هر یک از این علامت درخواستی خاص برخی از موقعیت‌های دربردارنده حرکت افراد یا اشیاء عمل می‏کرد.

یک نمونه جالب متأخرتر، بسط افراطی قیاسی واژه نی است که در آغاز کوکو آن را برای اشاره به نی مخصوص آشامیدن (در سن ۳ سال و دوماهگی) فراگرفته بود. بعدها کوکو به‌طور خودانگیخته این واژه را برای نامیدن لوله پلاستیکی، شیلنگ پلاستیکی شفاف، سیگار، قلم، آنتن رادیوی اتومبیل به کاربرد.

واژه آجیل (۵/۲ سالگی) را که نخست به‌عنوان نامی برای آجیل بسته‌بندی‌شده یاد گرفته بود بعدها در اشاره به‌عکس آجیل در مجله‌‏ها، ساندویچ بادام‌زمینی و تخمه آفتاب‏گردان به کاربرد.

کوکو واژه درخت را برای اشاره به شاخه‏‌های اقاقیا و کرفس (در سه‌سالگی) فراگرفت. بعدها وی این واژه را به‌صورت افراطی تعمیم داد و برای نامیدن پیازچه، مارچوبه و دیگر اشیاء دراز و باریک قائم، به کاربرد. واژه علف را که در دو سال و ده‌ماهگی به‌عنوان نامی برای علف و برگه‌ای قاصدک فراگرفته بود، همچنین برای نامیدن جوانه گندم، اسپاگتی، نوعی چوب‌شور و زنجیر براق و فلزی قلاده یک سگ (علف فلزی من) به کاربرد.

کوکو گوریل نقاشی

نقاشی کوکو با نام عشق / Love

تشابه ادراکی اساس بیشتر بسط‌های افراطی کوکو را تشکیل می‏‌دهد. این امر در مورد کودکان نیز صادق است. در مثال‌های فوق بیشتر شکل، ساخت و طرح، حرکت و اندازه صفات عمده به شمار می‏‌روند تا رنگ. کودکان نیز بندرت رنگ را به‌عنوان وجهی برای تعمیم به کار می‏‌برند. بااین‌حال، کوکو همچنین علامت علف را در اشاره به اشیاء سبز گوناگونی، ازجمله حیوانات اسباب‏‌بازی (خوک علف به‌جای خوک سبز) و برگه‌ای کاهو (کاهو علف) به‌کاربرده است.

کوکو در دومین سال استفاده از زبان، علامت‌های بازهم لوبیا را برای اینکه همان بار اول به او لوبیا بدهند و بازهم تاب را برای اینکه طناب بند بازی‌اش را یک‌بار دیگر هل بدهند به کاربرد. او پس‌ازآنکه سعی کرد پتوی سرخ‌رنگی را بگیرد علامت داد بازهم سرخ. کاربرد اولیه بازهم more در نزد کوکو، به‌عنوان یک صورت درخواستی ساده و همراه با افعال و حتی صفت‌ها، الگوی تعمیم افراطی است که در سایر مطالعات در نوشته‏های مربوط به زبان کودک گزارش‌شده است.

کوکو ۶۰ کلمه خوردن و غذا را طی نخستین ماهه‌ای تعلیم فراگرفت و آن‌ها را برای نامیدن هر شئ خوراکی یا غیرخوراکی که دلخواهش بود (چنانکه در مورد کودکان نیز مشاهده می‏‌شود) و می‏‌شد آن را در دهان گذاشت، تعمیم افراطی داد. اندکی پس‌ازآنکه کوکو علامت نوزاد را فراگرفت، این علامت چند روز علامت دلخواهش گردید و نه‌تنها در اشاره به عروسک‌ها به کار می‌رفت بلکه کلاً برای درخواست اشیاء و خدمات دیگر نیز مورداستفاده قرار می‏‌گرفت.

هنگامی‌که کوکو خردسال بود، گاه‏گاه حرکت‌های غیرقابل‌تعبیری را تولید می‏‌کرد که مرجع آشکاری نداشتند و برای مدت‌زمان کوتاهی (معمولاً چند روز) به‌عنوان صورت‌های درخواستی کلی به کار می‏‌رفتند و معمولاً به‌جای نام شئ یا فعالیتی که کوکو بانام آن آشنا بود در گفته گنجانیده می‏‌شدند. ظاهراً وقوع اولیه این حرکت‌ها به بسط افراطی صوری ارتباط داشت (مثلاً کاربرد علامتی که ظاهراً به معنی چیزی بین باز و بزرگ بود) ولی برخی از این موارد ممکن است تعبیر جالب‌تری داشته باشد؛ مثلاً، کوکو علامتی را به کار می‏‌برد که ازنظر تولید به on شبیه بود ولی در بافت‌هایی به کار می‌رفت که معنی متعارف این واژه در آن‌ها نابجا بود.

تنها پس از مطالعه بافت گفته‏‌هایی که در آن‌ها این حرکت به کار می‌رفت (در مواقعی که کوکو بی‏صبرانه در انتظار چیزها یا خدماتی بود که عرضه آن‌ها به‌کندی می‏‌گرفت) و پس از دریافت این نکته که عبارت come on(«زود باش») اغلب خطاب به کوکو ادا می‏‌شد، پژوهشگران پی بردند که این علامت او درواقع درخواستی برای عجله کردن to come on است.

پدیده دیگری که به تعمیم افراطی شباهت داشت و در ماه‌های اولیه این تحقیق مشاهده می‏‌شد، استفاده نادرست کوکو از علامت‌هایی بود که ازنظر صوری رابطه نزدیکی با یکدیگر داشتند. مثلاً امکان داشت وی علامت پاک clean را برای اینکه به او اجازه بیرون رفتن بدهند یا او را از جایی دور کنند، به کاربرد.

علامت‌های off,out هم ازلحاظ حرکت و هم ازنظر شکل با علامت clean رابطه نزدیکی دارند و هر سه علامت با دراز کردن دست‌ها و تماس دادن توأم با حرکت آن‌ها با یکدیگر ادا می‏شوند.به نظر می‏رسد که کوکو این علامت را بیشتر بر اساس شباهت شکل حرکت‌ها تعمیم داده است تا بر مبنای شباهت ادراکی بین مرجع‌های این علامت.

تعمیم ناقص پدیده‏ای است که در نوشته‏ های مربوط به زبان کودک بسیار کمتر گزارش‌شده است.بائرمن گزارش می‏‌دهد که کودکی واژه off را به درآوردن لباس محدود کرده بود.بلوم نیز مورد کودکی را نقل می‏‌کند که واژه اتومبیل را تنها در اشاره به اتومبیل‌هایی که از پنجره می‏دید به کار می‌‏برد. هرچند کوکو بیشتر به تعمیم و تعمیم افراطی و خودانگیخته علامت‌های موجود در واژگانش گرایش دارد، ولی معدودی از علامت‌ها به‌طور ناقص تعمیم‌یافته‌اند؛ یعنی، به یک موقعیت یا کاربرد خاص محدود شده‏‌اند. دو نمونه ازاین‌گونه علامت‌ها عبارت‌اند از هیچ nothing((که در حدود ۵/۴ سالگی آن را فراگرفت) و شب(night) که در حدود شش‌سالگی آن را یاد گرفت. کوکو علامت هیچ را منحصراً در بازی گل‌یاپوچ برای نامیدن دست‌خالی، درصورتی‌که حدسش نادرست باشد، به کار می‏برد.

کوکو شب را در اشاره به «غذای شبانه» اش، یعنی خوراکی‌ای که پیش از خواب در یک ظرف فلزی به او داده می‏‌شود به کار می‏‌برد.ممکن است علت محدودیت کاربرد شب این باشد که او بندرت در تاریکی بیرون از خانه بوده است و زمان خواب او بسیار کم با شب‌هنگام هم‌زمان است.بدین‏سان تجربه او از شب به‌عنوان پدیده‏ای که به‌موجب تاریکی از روز متمایز است محدود است. ممکن است علت تعمیم نیافتن هیچ‌چیز دیگری باشد و درواقع احتمال دارد ماهیتی انگیزشی داشته باشد؛ «هیچ» برای کوکو نتیجه مطلوبی در برندارد و در پاسخ به پرسش‌هایی نظیر «چه داری؟» یا «چه می‏بینی؟» فقدان هرگونه پاسخی ممکن است همان نقش هیچ را ایفا کند.

کوکو قبلاً یک علامت سوم، یعنی ask را منحصراً به‌عنوان علامتی درخواستی نظیر خواهش می‏‌کنم یا می‏خواهم تعمیم ناقص می‏داد.مثلاً هنگامی‌که به وی تعلیم داده شد که به‌جای اینکه چیزی را بقاپد «نخست اجازه بگیرد»، ممکن بود کوکو با عبارت‏ask banana پاسخ دهد.

مثال‌های زیرین پیداست، گفتگوهای روزمره و خودانگیخته کوکو با آموزگارانش معمولاً نشان داده است که وی نقش تعاملی زبان را به کار می‏‌گیرد:

بارباراهیلر: دوست داری بتوانی پرنده پرواز کنی؟

کوکو: پایین باربارا: ترجیح می‏دهی روی زمین بمانی؟ کوکو: طبقه پایین باربارا: به نظر من تو زیرکی.

(کوکو می‏خندد) بارباراهیلر: به من (زبان) گوریل‌ها را یاد می‏دهی؟ کوکو: کوکو دوست دارد زود باش.

باربارا: وقتی گوریل‌ها خوشحال‏‌اند چه می‏‌گویند؟ کوکو: خودت می‏دانی-لبخند.

باربارا: وقتی گوریل‌ها عصبانی هستند چه می‏‌گویند؟ کوکو: کوکو می‏‌داند-کوکو خوب. باربارا: خوب، چه می‏گویند؟ (کوکو به سین‌ه‏اش مشت می‏کوبد، سپس علامت می‏دهد)

کوکو: کوکو گوریل.  باربارا: وقتی گوریل‌ها می‏‌ترسند چه می‏‌گویند؟ کوکو: زود باش پرده‏‌ها. (درواقع هرگاه کوکو می‏ترسد خواهش می‏کند که پرده‏های اتاقش را بالا بزنند و اغلب علامت می‏دهد زود باش)

باربارا: چه چیزی گوریل‌ها را می‏‌ترساند؟ کوکو: دردسر. باربارا: وقتی زیادی شیرینی می‏‌خوری چه احساسی داری؟ کوکو: غمگین.دل‌درد.

نتیجه‌گیری

داده‏‌های موجود در این مقاله

koko gorilla

نشان ناراحتی و غمگینی در کوکو

حاکی از آن است که ظاهراً فراگیری و تولید زبان اشاره در گوریل‌ها از جهات بسیار نظیر فراگیری و تولید در نزد کودکانی است که زبان می‏‌آموزند و بیشترین همانندی از این لحاظ بین گوریل‌ها و کودکانی که زبان اشاره می‏‌آموزند مشاهده می‏‌شود؛ ولی سرعت رشد زبانی در گوریل به‌طور فراوانی از سرعت رشد زبانی یک کودک عادی کندتر است.

رشد زبانی کوکو از این نظر شبیه رشد زبانی کودک عقب‌مانده‌ای است که رشدش تابع همان الگوی کلی کودکان عادی است ولی با سرعت کمتری پیش می‏‌رود و زودتر به یک سطح نسبتاً یکنواخت می‌‏رسد. حجم و محتوای واژگان کوکو در مقایسه با واژگان کودکان بهنجار محدود است؛ کوکو پرسش‌های کمتری کرده است و واژه‏‌ها را به مدت‌زمان طولانی‌تری تعمیم افراطی داده است.

ممکن است تصور شود که تنها یک واقعیت این سطح پایین‌تر پیشرفت را توجیه می‏‌کند و آن واقعیت این است که کوکو گوریل است نه انسان. ولی بهره هوشی کوکو بنا بر آزمون در سطحی است که در آن رشد زبانی کودک، کند تلقی نمی‏‌شود. چه عوامل خاصی ممکن است علت این تأخیر رشدی باشند؟

در این میان چندین عامل شایان توجه‏‌اند: کوکو در مقایسه با یک کودک متوسط، محیط اجتماعی محدودتری داشته است؛ به دلایل واضح او قادر به انجام دادن اعمال آزادانه در محیطی بی‌قیدوبند نیست. وی از مزیت زیستن در یک گروه اجتماعی متشکل از گوریل‌هایی با اندازه و ساختمان بدنی عادی برخوردار نبوده است که این در مورد سایر میمون‌های انسان‏‌نمای اسیر نیز صادق است. عامل مهم دیگر این است که در نزد حیوانات چهارپا، دست‌ها علاوه بر ایفای نقش علامت‏‌‌دهی، درگیر فعالیت‌های دیگری نیز هستند.

افزون بر آن، فراخنای توجه، سطح انگیزش و سطح فعالیت گوریل با انسان تفاوت دارد.هرچند کسانی که زبان اشاره زبان مادری آن‌ها بوده است از آغاز این طرح به‌طور متناوب با آن همکاری داشته‏‌اند، ولی هرگاه که چنین مربیانی در دسترس نبوده‌‏اند، این فقدان به نحوی اجتناب‏ناپذیر بر تولید علامت و توانش کوکو تأثیر گذاشته است.

صرف‏نظر از این عوامل، کوکو صدها علامت را فراگرفته است و خود مستقلاً حرکت‌های ارجاعی نوی را ابداع کرده است. وی همچنین ستاک‌های قاموسی موجود در زبان اشاره آمریکایی را برای انتقال تفاوت‌های معنایی کوچک دگرگون ساخته است؛ او علامت‌ها را به‌طور همزمان به‌کاربرده است و اسم‌های مرکبی را به وجود آورده است که استعاره‏هایی عمدی به نظر می‏رسند. این یافته‏‌ها و یافته‏‌های دیگر همراه با شواهد گردآوری‌شده در مورد توانایی‌های فراگیری و تولید علامت در کوکو، مورد موجهی را به دست می‏‌دهند که بر اساس آن می‏‌توان استدلال کرد که (با شرط اضافی مداخله مستقیم مربی) گوریل درواقع می‏‌تواند واژگان را فراگیرد و این فرآیند مراحل مشخصی دارد که ظاهراً با مراحل زبان‏‌آموزی در کودکان شباهت زیادی دارد.

سایت پروژه کوکو

این پست خلاصه‌ای از مقاله اصلی «گزارشی از زبان‌آموزی یک گوریل: ده سال نخست رشد واژگان کوکو» است. در صورت نیاز اصل ان ارائه خواهد شد. /