آشنایی با مفاهیم فرگشتی: انتخاب طبیعی

انتخاب طبیعی: غربال اصلی فرگشت

چارلز داروین، به نحوه برخورد و تعامل محیط با گونه‌ها و افراد، انتخاب طبیعی اطلاق کرد. انتخاب طبیعی، به این معنی است که طبیعت، اقدام به انتخاب افراد یا گونه‌هایی می‌کند که می‌توانند با محیط خودسازگار شده و تولیدمثل موفق داشته باشند. آن‌هایی که به هر دلیل، در انطباق با محیط یا تولیدمثل موفق، شکست می‌خورند، از غربال طبیعت رد شده و تداوم نسل آن‌ها، قطع می‌گردد.

برای اینکه کسی یا گونه‌ای، بتواند از امتحان طبیعت، پیروز بیرون بیاید، نه‌تنها می‌بایست قدرت و شرایط لازم برای زنده ماندن را داشته باشد بلکه می‌بایست در تولیدمثل نیز، موفقیت کسب کند. تولیدمثل، تضمین‌کننده این بوده که آن فرد، بذر خود را در نسل‌های بعدی بگستراند. افرادی که فرزندان سالم بیشتری را که آن فرزندان نیز خود موفق بوده‌اند، می‌پروراندند، باعث می‌شدند تا تعداد نفرات بیشتری از نسل‌های بعد، فرزندان آن‌ها و درنتیجه، حامل ژن‌های آن‌ها باشند.

این مسئله، یعنی گسترش توزیع ژنتیکی افراد موفق و کاهش گسترش ژنتیکی افراد کمتر موفق که در نسل‌های متوالی روی می‌داده، منجر شده تا در هر نسل، افرادی که زادگانِ افراد موفق نسل‌های قبلی هستند بیشتر شده و نتیجتاً شکل جمعیت شناختی هر نسل را تغییر دهند. تداوم این تغییر، همان چیزی است که ما به‌عنوان فرگشت یا تحول  می‌شناسیم.

داروین نیز در چاپ اول کتاب منشأ انواع خود از واژه فرگشت استفاده نکرد و فقط فعل فرگشت یافتن را بکار برد. او عبارت توارث یافتنِ با اصلاح را ترجیح می‌داد. او بعداً کلمه فرگشت را از اسپنسر اخذ کرد. همچنین باید توجه شود که واژه تکامل در نظریه فرگشت، غالباً به معنای متعالی شدن، کامل‌تر شدن یا بهتر شدن نیست.

بطور مثال، در بسیاری از موارد، فرگشت گونه‌ها همراه با کوچک‌تر شدن اندام یا اندامی خاص بوده (مانند حذف پاها و دست‌ها در مارها)، پس فرگشت همیشه به معنای افزون‌تر شدن نیست. همچنین فرگشت گونه‌ها، لزوماً به معنی پیچیده‌تر شدن یک‌گونه نیست.

تکامل زرافه لامارک

زرافه‌های لامارک، یکی از مثال‌های معروف درباره فرگشت که چرایی افزایش طول گردن زرافه‌ها را توضیح می‌دهد.

قدرت بویایی بعضی از گونه‌های سگ‌ها، یک‌میلیون بار از انسان قوی‌تر است. چشم بعضی از حیوانات نیز، قادر به تشخیص تعداد زیادی از انواع رنگ‌ها در طبیعت است درحالی‌که چشم انسان، تعداد کمی رنگ را تشخیص می‌دهد. بسیاری از حیوانات از مورچه‌ها گرفته تا خفاش و دلفین نیز، می‌توانند از طریق امواج خاص، اشیاء و مسیرها را تشخیص دهند درحالی‌که انسان، حتی گیرنده‌های دریافت چنین امواجی را هم ندارد. بطور کلی، انتخاب طبیعی اقدام به سازگارتر کردن جاندار کرده، حال این سازگار کردن می‌توانسته حذف یا به‌وجود آوردن، کاهش یا افزایش باشد. واژه فرگشت فقط قصد بازگویی تغییرات یک‌گونه در طی نسل‌ها را دارد.

مثال زرافه‌ها را در نظر بگیرید. در طی فرگشت این گونه حیوانی، به دلیل کاهش مواد غذایی موجود بر روی زمین، آن‌هایی که گردن بلندتری داشتند، نسبت به همتایانی که گردن‌های کوتاه‌تری داشته‌اند، در صورت کمیاب بودن مواد غذایی بر روی سطوح زمین، بهتر می‌توانستند از گیاهان و درختان بلند تغذیه کرده و نتیجتاً بقا و تولیدمثل بیشتری داشته باشند.

از طرف دیگر، در هر نسل از زرافه‌ها، آن‌هایی که فرزندان والدینی با گردن‌های بلند بوده‌اند، به دلیل اینکه این صفت مطلوب را از والدین خود به ارث می‌برند، خود نیز شانس بقا و تولیدمثلشان افزایش می‌یافته است. در عوض، در نسل‌های متوالی، تعداد فرزندان زرافه‌های کوتاه گردن، به دلیل داشتن ویژگی‌های نامناسب و ناسازگار با شرایط محیطی، رو به کاهش گذاشته است.

بعد از چندین نسل، ما شاهد زرافه‌هایی می‌شویم که همگی گردن‌های بلندی دارند، چون همه آن‌ها زادگان همان زرافه‌های بلند گردن اولیه‌ای هستند که این صفت را از والدین خود به ارث برده‌اند. می‌تواند به‌راحتی تصور نمود که گونه‌ای مانند زرافه، از همان ابتدا دارای گردنی طویل نبوده، بلکه تدریجاً و در طی سال‌ها فرگشت، به شکلی که امروز می‌بینیم، درآمده است.

تغییرات بسیار زیاد ریختی، جسمی و رفتاری که ما امروزه در گونه‌های مختلف حیوانی و انسانی شاهد آن هستیم، محصول همین انتخاب طبیعی تدریجی است. در هر نسل، انتخاب طبیعی، همچون داسی بی‌رحم عمل کرده و آنانی را که همراه و هماهنگ با خودش نبوده‌اند، از دم تیغ گذرانده است.

آنانی که زنده مانده و به تولیدمثل ادامه می‌دهند نیز، ممکن است در زمانه‌ای دیگر از دم این تیغ بگذرند و میدان را به سایر همتایانی که در انطباق خود با شرایط بهتر عمل می‌کنند، بسپارند. این غربال‌گری تدریجی که در طی میلیون‌ها سال روی‌داده، هر گونه‌ای را شدیداً متحول کرده و به شکل کنونی آن درآورده است.

توضیح: در متن اصلی از کلمه تکامل استفاده شده بود که در بازنشر به‌جای آن از کلمه فرگشت قرار داده شد.