ما نئاندرتال‌ها را نابود کردیم؟

بیش از صد هزار سال پیش، گروهی از نئاندرتال‌ها در غارهای بزرگی در صخره جبل‌الطارق سکنی گزیدند. در آن زمان، گونه‌های زیادی در نقاطی از اروپا و آسیا پراکنده شده بودند اما وقتی چنرین هزار سال سپری شد، جمعیت کاهش یافت و جبل‌الطارقی‌ها از جمله آخرین‌ها و البته منزوی‌ترین نجات‌یافتگان آن دوران بودند.

در ۲هزار سال پیش آن‌ها هم تسلیم سرنوشت شدند. اکثر تئوری‌های مربوط به انقراض نئاندرتال‌ها انگشت تقصیر را به سمت خود انسان‌ها نشانه می‌گیرند.

در همان حال که اجداد ما در آسیا و اروپا پراکنده می‌شدند، احتمالا بیماری‌هایی را با خود می‌آوردند که نئاندرتال‌ها قادر به مقاومت در برابر آن‌ها نبودند. در عین حال اجداد ما احتمالا قدرت هوشی بیشتری از آن‌ها داشتند و می‌توانستند به منابع غذایی و زمین‌های بیشتری دست پیدا کنند و آن‌ها را در رقابت شکست بدهند.

با وجود آن‌که مغز آن‌ها به اندازه ما بزرگ نبود، اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که آن‌ها حجم غزی بیشتری را به دیدن اختصاص می‌دادند و این باعث می‌شد در تاریکی بهتر ببینند. اما این مساله باعث می‌شد ماده خاکستری کم‌تری در مغزشان برای نشان دادن مهارت‌های دیگر مثل همکاری و ساخت ابزار، مورد استفاده قرار بگیرد.

حتی اگر انسان‌ها با نئاندرتال‌ها نجنگیده باشند هم، به طرق دیدیگری باعث زوال آن‌ها شده‌اند. اما این اتهام علیه ما را شاید بتوان به نحوی رد کرد.

به گفته کلایو فینلایسون از دانشگاه تورنتو، نشانه‌های زیادی در مورد ارتباط مستقیم نئاندرتال‌ها با انسان‌های مدرن وجود ندارد، چه رسد به رقابت یا جنگ. او معتقد است که علت زوال نئاندرتال‌ها و ظهور قدرمند ما انسان‌ها، تغییرات آب و هوایی بوده است.

در آخرین دوران یخبندان، چیزی حدود صدهزار سال پیش، آب و هوا به شدت غیر عادی شد و در بخش‌های زیادی از شمال اروپا، پوشش گیاهی از میان رفت و دشت‌هایی سرد و بادگیر را به جا گذاشت.

انسان‌گونه‌های «هوموساپینس» سلاح‌های پرتاب‌شونده‌ای داشتند که به آن‌ها اجازه شکار در دوردست را می‌داد. اما نئاندرتال‌ها باید از فاصله نزدیک شکار می‌کردند. آن از پوشش گیاهی هم استفاده می‌کردند تا پنهان شوند و خود را به طعمه نزدیک کنند. به عقیده فینلایسون، وقتی این پوشش از میان رفت، آن‌ها مثل مرده‌های متحرک شدند.

کریس استرینگر از موزه تاریخ طبیعی لندن نظر دیگری دارد. او هم قبول دارد که آب و هوا بخشی از این معما را تشکیل می‌دهد اما گمان می‌کند که ما نباید مساله رقابت با انسان‌های مدرن را کم اهمیت بدانیم.

کسی چه می‌داند، شای اگر این آب‌وهوای دمدمی مزاج جور دیگری رفتار می‌کرد، الان یک نئاندرتال به جای شما روی صندلی نشسته بود.