ما نوع خاصی از میمون‌ها هستیم

انسان شامپانزه میمونکریستوفر رایان با شوخ طبعی تمام سخنرانی اش را با این ادعا آغاز می کند که: « از نظر رفتار و اعمال جنسی، ما شاخه جدا شده ایی از نسل میمونها نیستیم ما خودمان نوع خاصی از میمونها هستیم . نسبت شباهت و نزدیکی ما به شمپانزه و بانوبو بیشتر از شباهت آن دو به اورانگوتان، گوریل و سایر میمون سانان است.»

اما اینکه چه نوع خاصی از میمونها هستیم پرسشی است که زوج محقق سالهاست در باره آن کار می کنند. ما می دانیم که انسانها از ۲۰۰ هزار سال پیش فیزیک کنونی را کسب کرده اند و  در ضمن می دانیم که فقط از حدود ۱۰ هزار سال پیش بود که بخشی از بشر در یک نقطه ماندگار شد و از طریق استفاده از مزرعه کشاورزی به تولید بیشتری دست یابد.

دکتر رایان قبل از هر چیز توجه حضار را به این واقعیت جلب می کند که بعد از مطرح شدن تئوری تکامل داروین، همواره یک شیوه روایت در باره رقابت زنان و مردان شکل گرفت. اعتقاد محافل علمی این بود که زنان و مردان در یک جدال دائم به سر می برند و اینکه مردان از بدو تاریخ طبیعی بشر، زنان را با عذا و  پرستیژ و تهیه مکانی برای زندگی، وا می داشتند که در یک تعهد جنسی  قرار بگیرند و به آنها وفادار باشد.

این نوع تفسیر از زندگی اجتماعی اجداد اولیه به دلائل مختلف ثابت شده است که غلط است. بشر اولیه قبل از اختراع کشاورزی، در قبیله کوچ نشین و در یک سیستم « عدالت اجباری»، رفتار جنسی زنان و مردان محدود به یک جمع دو نفره نمی شد. البته این بدان معنا نیست که با هر فرد غریبه  ایی رابطه جنسی داشته‌ایم.

انسانها و اورانگوتان تنها حیوانات میمون سان هستند که رو به رو سکس دارند. این دو موجود تنها  میمون هایی هستند که کیسه نگهداری تخم شان با فاصله از بدن شان قرار دارد. سخنران به این مثال بسنده می کند که داشتن کیسهِ تخم بیرون از بدن، شبیه داشتن یخچال پر ازآبجوی خنک است و طبیعتاً همیشه اماده نوشیدن است و  صد البته میزبان خوبی برای پارتی و ب این مفهوم می تواند باشد که مردان همیشه آماده  برای یک رابطه جنسی هستند.

آمادگی و تنوع روابط جنسی که به راحتی می شود در میمون های شبیه انسان نیز یافت. داروین همانطور که به اعضای تناسلی  شامپانزه ماده خیره می شد نمی توانست از مرز اندیشه های سنتی عبور کند و پیگیری نماید که هر شامپانزه ماده در هر ساعت بین ۱ تا ۴ بار و بیش از ده  آمیزش جنسی با شامپانزه های مختلف درون گروه خود دارد. در حال حاضر می دانیم که انسانها  دفعات سکس شان برای یک  توِلید مثل ۱۰۰۰ بار است و میمون بونوبو ماده، در ۹۰ درصد دوران قاعدگی ماهانه، قادر به فعالیت جنسی هستند.

دکتر رایان مثل همیشه به این سئوال و ابهام  مجبور می شود جواب دهد که دیدگاه هایش، ترویج و تشویق رابطه آزاد  جنسی را  مد نظر قرار داده است در حالی که باز هم با شوخ طبعی از یک مثال طبیعی بهره می گیرد و می افزاید: « اگر بگوییم انسان ها به طور غریزی گوشتخوار بوده اند آیا بدین مفهوم است که گیاهخواری انسانهای معاصر بد و غلط است؟»

نشانه های باستان شناسی و  تحقیقات جتماعی با استاندارد سنتی ِ تعهد جنسی  دونفر به هم، هماهنگی ندارد و جوامع بسیاری وجود دارند که از سیستم زن و شوهری (کلوپ جنسی دو نفره) بهره نمی گیرند. جوامعی هستند که فرزندان، چندین پدر دارند و جوامعی هم هستند که سکس هیچ رابطه ایی با شرم و گناه ندارد.

سخنران تنها امیدش این است که به مخاطبانش بگوید: « تضاد و تناقض بین احساسی است که ما داریم و احساسی که به ما توصیه شده داشته باشیم.»

به نظر نویسندگان کتاب، زوج محقق کریستوفر رایان و سیسیلدا جتا، هدف اصلی شان این است که مردان از خودشان بپرسند  چرا یک حق بی چون و چرا برای خود قائل هستند که رفتار جنسی زنان را مطابق ارزش های خود کنترل کنند؟ جنگ اصلی و واقعی باید با ارزش های سنتی باشد که نیاز  وامیال انسانها را به تملک خصوصی در می اورد.

به عبارت دیگر مردان از مارس نیامدند و زنان از ونوس. حقیقت این است که هم زنان و هم مردان از افریقا آمده اند.