معرفی کتاب: خوش اخلاق

کتاب خوش اخلاقکتاب خوش اخلاق: ریشه های درست و نادرست میان انسان ها و دیگر حیوانات از فرانس دو وال را خیلی وقت هست که در دست داشتم ولی همین امروز فرصت شد که به اتمام اش برسانم.

فرانس دو وال یک ethologist ( محقق رفتارهای انسانی بر پایه اصول زیست شناسی) و primatologist (محقق گروه پستاندارانی که شامل انسان و میمون و شامپانزه و مکک و .. می شود) است که به مدت سه دهه با پرایمیت ها کار کرده است.

هدف این کتاب پاسخ به این سئوال است که آیا اخلاق و منش اخلاقی، آنطور که توماس هاکسلی ادعا می کرد، برخلاف جریان فرگشت و علیه زیست بشری است یا اخلاق هم به مانند خصلت های دیگر، در مسیر فرگشت به وجود آمده است.

برای پاسخ او با این نکته شروع می کند که همه ما رفتارهای ستایش برانگیز را از حیوانات دیده ایم، پس آیا امکان دارد که اخلاقیات را به ارث برده باشیم؟ سپس با توصیفاتی طولانی ولی شیرین و خواندنی از تجربه های خود و همکاران اش با عموزاده های میمون و شامپانزه مان، تلاش می کند نشان بدهد که به قول خودش باغ و باغبان (ما به عنوان موجودات کنشگر و فرگشت به عنوان اصلاح کننده دایمی) یکی بوده اند.

دو وال اشاره ای به کتاب «ژن خودخواه» ریچارد داوکینز می کند و توضیح می دهد که علی رغم اینکه داوکینز بعد از انتشار کتاب صریحا منش انسانی را خودخواهانه نمی داند، اما خوانندگان غیر حرفه ای زیادی این دست نوشته ها را محمل برداشتی فرد-محورانه از فرگشت کرده اند و از این راه رفتار های ضداجتماعی را تجویز می کنند.

دو وال توضیح می دهد که منش اخلاقی، نیازمند این است که پیش از هرچیز، شما در یک اجتماع باشید، وقتی در میانه صحرایی که هیچ موجود زنده ای ندارد قرار گرفته اید، اخلاقی بودن اعمال تان علی السویه است. امر اخلاقی در حقیقت قضاوتی است که در درستی یا نادرستی یک رفتار در مواجهه با دیگر موجودات زنده، به خصوص اعضای گونه انسان سنجش می شود. او همین طور با دیدی زبانشناختی تلاش می کند توضیح بدهد که چطور توصیف ما از رفتارهای حیوانی با الفاظی چون «بی رحم» یا «بدجنس»، فاقد ارزش است چون با انسان واره دیدن حیوانات تلاش می شود برای آنها بعدی اخلاقی در نظر گرفته بشود.

کتاب به واقع چیزی فراتر از نتیجه مطالعات پریماتولوژی ست. مثلا در کتاب می خوانید که مطابق تحقیقات روانکاوی، پسر بچه ها علی رغم ستیزه جویی دایمی در بازی شان،‌به ندرت قاعده بازی را به هم می زنند یا بازی را متوقف می کنند(مرتب در فوتبال سر کوچکترین خطا و اوت به جان هم می اوفتند ولی بازی ادامه دارد). به عکس دختر بچه ها بازی هایی را انتخاب می کنند که اصطکاک کمتری ایجاد کند و تا حد امکان از درگیری پرهیز دارند (طناب بازی می کنند که همه در آن برنده اند و اختلافی پیش نمی آید) ولی اگر درگیری ایجاد بشود، به ندرت بازی ادامه پیدا می کند. این تفاوت ها به معنی برتری یا ضعف یکی از دو جنس نیست و نویسنده هم چنین قصدی ندارد البته.

در بخشی دیگر می خوانید که چطور بر خلاف تصور ما، خویشاوندی گونه انسان کنونی (Homosapiens) با عموزاده های شامپانزه و گوریل بیش از هر جا در رفتار های اجتماعی مان هویداست. بچه انسان، تنها موجودی نیست که صفت «خدعه گری» را از دوران کودکی می آموزد، این صفت مشترک ما با شامپانزه ها هم هست.

به همین قیاس، نگهداری از بچه های خواهر و برادر هم اختصاص به انسان ندارد، میمون ها هم چنین می کنند.

و جالب تر از همه اینکه بازی کردن، به عنوان ابزاری برای رشد توانایی های فیزیکی و ذهنی کودک، مختص انسان نیست و بلکه در همه انواع دیگر به جز مکک ها دیده می شود.اجازه بدهید توضیح کوتاهی بدهم: بازی نیازمند این است که بچه که نیروی فیزیکی چندانی ندارد با موجوداتی به مراتب بزرگتر و زورمند تر از خودش درگیر بشود.

نزاع های میان گروهی بین دو هم زور، معمولا چند جراحت سطحی به جا می گذارد ولی اعمال زور یک عضو بالغ در بازی، می تواند به نتایج ناگواری منجر بشود. بازی کردن تنها زمانی ممکن است که حملات و چالش های بچه، بتواند توسط اعضای دیگر گروه تعبیر به آزار نشود. این دقیقا اتفاقی ست که در میان پرایمیت ها می اوفتد. گوریلی که توسط یک بچه گوریل مورد آزار و اذیت قرار می گیرد معمولا به یک غرولند و نگاه بد به مادر بچه بسنده می کند در حالی که همین بچه به محض بلوغ با همین آزار، تن سالم به در نخواهد برد.

نویسنده با دقت وسواس گونه که مشخصه محققین است، رفتارهایی از خویشاوندان ما را در حیات وحش و در اسارت باغ وحش ها توصیف می کند که به فهم بهتر رفتارهای ما کمک فراوان می کند. از میمونی می گوید که به دلیل مبتلا بودن به عارضه ای معادل سندرم داون در میمون ها، تا زمانی طولانی بر کول مادرش جا به جا می شده تا جایی که مادرش دچار مشکلات مفصلی شد و از آن پس دیگر مادران او را به دوش می کشیده اند.

یا از نتایج تحقیقاتی می گوید که مفهوم «عدالت» را در میان شامپانزه ها به آزمایش گذاشته: دو شامپانزه در دو قفس کنار هم، وقتی یکی شان کاری را که محقق می خواسته انجام می داد، یک موز دریافت می کرد، وقتی موز های بیشتری می گرفت، مخالفتی نداشت که به شامپانزه قفس بغلی هم تعارف کند. وقتی محقق به جای این کار، یک موز به او و یک موز به شامپانزه دیگر می داد هم، مخالفتی ابراز نمی کرد و به انجام کار ادامه می داد ولی به محض اینکه شامپانزه دیگر برای کاری که او می کرد پاداش می گرفت ولی خودش محروم می ماند، از انجام کار سرباز زد و حالت تهاجمی به دیگری گرفت. البته از زمان انتشار کتاب (۱۹۹۶) تا به امروز شواهد بسیار بیشتری مبنی بر درک پیشرفته پرایمیت ها از عدالت و مهربانی و مفاهیم مشابه به دست آمده است.

نویسنده همینطور عکس های بسیاری را که نتیجه کارش با انواع پرایمیت ها بوده را ضمیمه کتاب کرده که تصویری بهتر از آنچه در کتاب توصیف می شود به دست بدهد. یافته هایی به واقع شگفتی آفرین، از جمله در فصل چهارم کتاب که به نظم اجتماعی در میان پرایمیت ها پرداخته می شود. اینکه مکک ها بسیار ساختار اجتماعی استبدادی دارند در حالی که شامپانزه ها به ندرت یک رهبر زورگو را تحمل می کنند و با تاکتیک هایی همچون اتحاد و خدعه سعی در براندازی اش دارند. اما در عین حال از حقایقی بسیار دردناک هم برای من در طی خواندن کتاب پرده برداشته شد، مثل اینکه شامپانزه ها و چندین پرایمیت دیگر، گوشت خوار اند و این کار را با شکار کردن و زنده زنده خوردن پرایمیت های کوچک تر همچون مکک ها هم انجام می دهند.

کتابی طولانی اما به واقع خواندنی. برای هر کسی که اخلاقیات را خارج از وجود انسان ها فرض می کند حاوی سئوال های دشواری است و به همین روش، برای کسانی که فقط انسان ها را واجد ظرفیت اخلاقی می بیند، سئوالاتی به مراتب دشوار تر. بعد از خواندن این کتاب به احتمال فراوان برای هر موعظه گری که تلاش می کند نمایندگی اخلاق را به عهده بگیرد سئوالات بسیار خوبی خواهید داشت. خواندن اش را به همه توصیه می کنم حتی اگر علاقه ای به پرایماتولوژی ندارید.