معرفی کتاب: تخت گاز ده‌هزارساله ۲

تحت گاز 10هزارساله جلد2مشخصات:

  • نام کتاب: تخت گاز ده‌هزارساله، جلد دوم
  • نویسنده: گرگوری کوچران، هنری هارپندینگ
  • مترجم: آرش حسینیان
  • چاپ: اینترنتی، ۱۳۹۵

فصل دوم کتاب «تخت گاز ده‌هزارساله» به ما یعنی هوموساپینس‌ها و نئاندرتال‌ها اختصاص دارد.

بخش‌های اول شامل درگیری و رقابت اجداد اولیهٔ ما(هوموساپینس‌های کهن) با نئاندرتال‌هاست. دو گونهٔ خواهر که بر سر منابع با یکدیگر رقابت می‌کنند. اما چه چیزی باعث شد هوموساپینس‌ها بر نئاندرتال‌ها غلبه کنند؟ اسلحه، زبان، رژیم غذایی یا…؟ سناریوهای گوناگونی را نویسندگان کتاب مطرح می‌کنند.

در ادامه و با توجه به اکتشافا باستان‌شناسی در جنوب فرانسه این سوال پیش می‌آید که آیا اجداد ما با نئاندرتال‌ها رابطه داشتند؟ این «رابطه» چیزهای زیادی را می‌تواند شامل شود: مبادله غذا، ابزار، یادگیری ساخت ابزار توسط نئاندرتال‌ها از اجداد ما و حتی آمیزش جفتی!

به عقیده عده‌ای از محققان، گونه هوموساپینس نمی‌توانسته با نئاندرتال زاد و ولد داشته باشد پس بنابراین هیچ‌گاه «باروری بین‌گونه‌ای» رخ نداده است، چون از دو گونه مجزا با تفاوت‌های جسمی بوده‌اند.

اما یک واقعیت را باید در نظر داشت؛ وقتی «شامپانزه‌ها» می‌توانند با «بونوبوها» آمیزش داشته و فرزندانی زایا(قادر به تولیدمثل) به‌دنیا بیاورند، پس چرا «ساپینس‌ها» و «نئاندرتال‌ها» نتوانند؟ آیا نئاندرتال‌ها بخشی از اجداد ما محسوب می‌شوند؟

فرازهایی از جلد دوم:

ما بر این باوریم انسان‌های مدرن نیز تعدادی از ژن‌های مزیت‌دار را از نیاکان انسانی‌ کهن‌شان به خزانه‌ی ژنی خود اضافه کرده‌اند- به ویژه از نئاندرتال‌ها.

آلل‌هایی که به‌وضوح بیشتر از بقیه ارزش دزدیده‌شدن داشته‌اند آنهایی بودند که حاوی امکان‌هایی برای سازگاری‌ با شرایط بومی اروپا بودند. برای نمونه، آلل‌های مربوط به توانایی تحمل آب‌وهوای سرد، مقاومت در برابر بیماری‌های آن منطقه‌، یا تطبیق با نوسانات جدیِ طولِ روز در سال (در تضاد با مناطق حاره‌ای، که طول روز در سال چندان تغییر نمی‌کند). این نوع سازگاری‌ها، همراه با تکنیک‌های ابزاری قوی‌تر برای مقابله با سرما نظیر نحوه‌ی ساختِ سرپناه و از این قبیل، ممکن است به انسان برای سکونت در مناطق دوردست شمالی و سرانجام آمریکا کمک فراوانی کرده باشد.

می‌توانسته این طور باشد که همانطور که انسان‌های مدرن به سمت شمال حرکت کرده‌اند و در تماس با نئاندرتال‌ها قرار گرفته‌اند استراتژی‌های آلترناتیو برای حل مسائلِ مختلف را از آنها گرفته‌اند- استراتژی‌هایی با مبنایی ژنتیکی، که نه از طریق مشاهده بلکه از طریق «شارش برون‌‌گونه‌ای» و انتخاب طبیعی به آنها رسیده است و برای آنها توانایی‌های ذهنی جدید و فرایندهای شناختی‌ جدیدی به همراه ‌آورده است.

ما نمی‌خواهیم بگوییم که نئاندرتال‌ها از نظر رقابتی برتر بودند: هرچه باشد ما در حال حاضر اینجا هستیم و آنها نیستند. اما کاملاً محتمل است که از درون حدود ۲۰هزار ژن، دست‌کم چندتایی از آنها ارزشِ داشتن داشته است. نه تنها آمیزشِ بین‌گونه‌ای بین نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن، محتمل و به طور بالقوه مهم است بلکه شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این موضوع عملاً اتفاق افتاده است.