معرفی کتاب: بحران در جامعه‌شناسی، نیاز به داروین

مشخصات

  • نام کتاب: Crisis in Sociology: The Need for Darwin
  • عنوان فارسی: بحران در جامعه‌شناسی – نیاز به داروین
  • نویسنده: تیموتی کریپن ، جوزف لوپریاتو
  • مترجم: حسین حسنی
  • ناشر: ترجمان علوم انسانی، ۱۳۹۵، خرید اینترنتی از فیدیبو

خلاصه فهرست:

بحران در جامعه‌شناسی

عناصر نظریه تکامل

نظریه انتخاب طبیعی داروین

عناصر علم رفتار تکاملی

بنیادهای تمایزات جنسی

بنیادهای قشربندی اجتماعی

ذهن قبیله‌ای

بخشی از کتاب:

«هر چیزی در زیست‌شناسی جز در سایهٔ تکامل بی‌معنی است.» امروزه افراد معدودی ممکن است این حکم را که توسط یکی از معماران بزرگ نظریه تکاملی مدرن ارائه شده است، رد کنند. امروزه جامعه‌شناسان نیز در حال توجه به این احتمالی هستند که چیزهای محدودی در جامعه شناسی جز در پرتو نظریهٔ تکاملی مدرن می‌توانند در درازمدت معنی دار باشند.

برای حدود صدوپنجاه سال یک انقلاب علمی در مقیاس‌هایی عظیم و با نیرویی در حالی فزونی، در حد فاصل میان علوم اجتماعی و زیستی با پیدایش نظریهٔ انتخاب طبیعی داروین و علم ژنتیک انسانی رح داده است، اما بیشتر جامعه شناسان حتی با مشاهدهٔ پیشرفت‌های غیرمنتظره در حوزه‌های بسیار مرتبط با آنها و از جمله علم مغزی ، علم غدد درون‌ریز و ژنتیک انسانی، همچنان بی توجه به این واقعیت هستند. این در حالی است که رشته های فوق الذکر به وضوح از نیروهای تکاملی برای تبیین رفتار انسانی بهرهٔ فراوانی برده‌اند.

ایدهٔ بنیادین داروین این است که گونه‌های مختلف موجودات جهش‌پذیر است و بنابراین در طول زمان سبب ایجاد گونه‌های جدید می‌شوند.

در ذیل، ما هستهٔ آنچه را که به طور کلی نظریهٔ داروین نامیده می‌شود، به طور خلاصه تشریح می‌کنیم:

۱. تولید مثل در میان جمعیت‌ها (مانند گونه‌ها) در نرخ سریع‌تری نسبت به گسترش منابع نیاز مرتبط برای حفظ همهٔ اعضای آن‌ها اتفاق می‌ا‌فتد.

۲. درنتیجه جمعیت ها باید اغلب اوقات و اگر نگوییم در همهٔ اوقات با کمیابی منابع مورد نیاز برای بازمانی کنار بیایند.

۳. چنین کمبودی به منازعه برای منابع در میان و بین جمعیت‌ها منجر شده یا آن را برمی‌انگیزد؛ منازعه برای بقا (تنازع بقا).

۴. برخی افراد در هر جمعیت مشخصی از دیگران در این منازعه موفق‌ترند و از این رو احتمال بیشتری دارد که تولید مثل کنند.(ژن خود را انتقال و گسترش دهند)

۵. این تمایز در موفقیت تولید مثل در تحلیل‌های نهایی به واسطهٔ استعدادهای مختلف «دگرسانی‌ها» («ژن‌ها») بوده است.

۶. به طور خلاصه، برخی دگرسانی‌ها به نحو مناسب‌تری نسبت به بقیه برای رقابت انطباق یافته‌اند؛ و هرچه بهتر سازگار شده باشند، احتمال اینکه از طریق فرزندان و نیز تبارشان به نسل‌های بهتری منتقل شوند، بیشتر است.

۷. این تولیدمثل‌های تفاضلی، یعنی حفظ دگرسانی‌های مطلوب و حذف موارد نامطلوب، انتخاب طبیعی نامیده شده است.

۸. داروین مدعی بود که دگرگونی گونه ها از طریق انتخاب گزینشی، به دگردیسی یک گونه به گونه‌ای دیگر یا به گونه‌هایی دیگر، از طریق تغییر به یک نسب منجر می‌شود (تکامل).

اما آیا این روندها واقعا اتفاق می افتد؟ با طرح این پرسشی ما در پی استدلال علیه داروین نیستیم….