تبار انسان: هومینین‌های اولیه

بعد از مباحث فسیل‌شناسی انسانیان، در این سلسله از مباحث انسان‌شناسی، به نمونه‌های کشف شده از فسیل‌های انسان‌وار یا هومینین و هوموپرداخته می‌شود.

هومینین / انسان اولیه

هشت میلیون سال پیش، بیشتر آفریقا پوشیده از جنگل‌های انبوه همراه با رودها و دریاچه‌های پراکنده بود و بیشتر نخستی‌ها درخت‌زی بودند. طی یک دوره از ۸ تا ۵ «م. سال قبل»، زمین آغاز روند بلندمدتی از خشکی و سرمایش را تجربه کرد. خشکی به این علت به وقوع پیوست که بخش فزاینده‌ای از رطوبت زمین در صفحات یخی محبوس شد و این صفحات بیشتر و بیشتر گسترش یافتند و از قطب ها دور شدند. دما حتی در آفریقا کاهش یافت و در نتیجه روزها خنک‌تر و ‌شب‌ها به ویژه در ارتفاعات سرد شدند. تکامل تبار انسان در آفریقا هم‌زمان با این تغییرات اقلیمی آغاز شد.

در پی خشکی روزافزون، جنگل‌های انبوه به تدریج جای خود را به درختزارهای باز دادند. در میان قطعه زمین‌های بزرگ حاوی درختان، علفزارها شروع به نمایان شدن کردند. تمایل داریم اینچنین بیندیشیم که جانوران سازش یافته با علفزارها، که آن‌ها را مرتبط با ساواناهای آفریقایی عصر جدید می‌دانیم، از قبیل آنتیلوپ‌ها و گورخرها، همواره در آنجا بوده‌اند، اما آن جانوران و ساواناهایی که زیستگاه آن‌هاست پدیده‌های نسبتاً جدیدی به شمار می‌روند.

نیای مشترک انسان‌های امروزی و شامپانزه‌های کنونی شاید در جنگل‌های انبوه می‌زیست، اما با وجود این، برخی از زادگان این جد مشترک شروع کرد به سازش با زندگی بر روی زمین‌هایی که از فضای باز بیشتری برخوردار بود.

مدرک فسیلی نخستین هومینین‌ها در سایت‌هایی یافت می‌شود که در آن‌ها سایر شواهد فسیلی و شیمیایی نشان از وجود زیستگاه‌های موزائیکی متشکل از درختزار، علفزار، دریاچه‌ها و راهروهای جنگلی در امتداد روخانه‌ها دارد؛ به طوری که هیچ فسیل هومینین اولیهٔ بالقوه‌ای تاکنون در یک محیطزیست حاوی جنگل انبوه صرف یافت نشده است. این امر نشان می‌دهد که اگر این فسیل‌ها قطعاً متعلق به هومینین‌های اولیه باشند، آنگاه هومینین‌های نخستین برای زندگی درختی و زندگی زمینی، هر دو، سازش یافته بوده‌اند.

درختان میوه، آشیانه، همچنین حفاظت در برابر شکارچیان را فراهم می‌کرده‌اند. قطعه‌های علفزار منابع غذایی جدید نظیر غده‌های ریشه‌ای را در اختیار می‌گذاردند و دریاچه ها و رودخانه ها نیز ماهیان و نرم‌تنان را پیشکش می‌کرده‌اند. اگرچه بعضی از فسیل‌های اعضای تبار انسان در غارها یافت می‌شوند، بعید است که هومینین‌های اولیه در غارها زندگی کرده باشند. بدون منبع مطمئن گرما و نور، غارها زیستگاه‌های جذابی برای نخستی‌ها نبوده‌اند.

چگونگی بازشناسی یک هومینین اولیه از یک پانین اولیه(میمون)

تفاوت های بسیار زیادی میان اسکلت شامپانزه‌های امروزی و انسان‌های مدرن، به‌ویژه در جمجمه‌ی مغزی، صورت و قاعدهٔ جمجمه، دندان‌ها، دست، لگن، زانو و پا وجود دارد. همچنین تمایزهای مهم دیگری نیز میان اسکلت انسان‌های مدرن و شمپانزه‌ها وجود دارد از جمله تفاوت در سرعت نمو و بلوغ و طول نسبی اندام‌های حرکتی.

اما برای آنکه قادر به شناسایی این قبیل تفاوت‌ها باشید نیازمند اسکلت‌هایی هستید که بهتر از انواعی که معمولا در مراحل ابتدایی شواهد فسیلی هومینین مشاهده می‌شود حفظ شده باشند. با وجود آنکه همهٔ تفاوت‌های فهرست شده در جدول زیر شامل تفاوت‌های موجود میان اعضای کلادها یا دودمان های یانین و هومینین‌اند، دانشمندانی که لایه‌های رسوبی ۸ تا ۵ میلیون ساله را در پی نخستین هومینین‌ها می‌کاوند باید یک پرسش متفاوت را نیز در نظر داشته باشند. تفاوت‌های میان نخستین هومینین‌ها و نخستین یانین‌ها در چه بوده است؟ این تفاوت ها احتمالا بسیار جزئی‌تر و
ظریف‌تر از تقاوت‌هایی بوده است که امروزه بین هومینین‌ها و پانین‌های معاصر مشاهده می‌کنیم.

تفاوت اسکلت انسان با شامپانزه

جدول تفاوت اسکلت انسان با شامپانزه

اگرچه نیای متشترک Pan/Homo شبیه یک شمپانزه یا انسان امروزی نبوده است، اغلب محققان موافق‌اند که این جد مشترک احتمالا بیشتر شبیه به یک شامپاتزه بوده است تا یک انسان مدرن امروزی. منطق این باور از آنجا ناشی می‌شود که شواهد ژنتیکی و ریخت‌شناختی نشان می‌دهد که گوریل‌ها نزدیک‌ترین خویشاوندان زندهٔ نیای متشترک شامپانزها / انسان‌اند.

گوریل‌ها اشتراک ریخت‌شناختی بیشتری با شامپانزه‌ها دارند تا با انسان‌های امروزی (احتمال بیشتری وجود دارد که استخوان‌های گوریل با استخوان‌ها و دندان‌های یک شمپانزه اشتباه گرفته شود تا با یک انسان مدرن). بنابراین، جد مشترک شمپانزه و انسان بیش از آنکه تشبیه یک انسان مدرن باشد احتمالا بیشتر شبیه یه یک شمپانزهٔ امروزی بوده است.

اسکلت این نیای مشترک یه احتمال زیاد نشانه‌ای مبتنی بر سازش یافتن با زندگی در درختان را به نمایش می‌گذاشته است. برای مثال، انگتشتان آن خمیده بوده است؛ به طوری که او را قادر به چنگ زدن به شاخه‌ها کند، اندام‌های حرکتی آن برای راه رفتن روی چهار دست و پا و همچنین روی اندام‌های حرکتی سازش یافته بوده‌اند. صورت او پوزه مانند بوده و نه تخت همچون انسان‌های امروزی و همچنین آرواره‌های کشیده‌اش از دندان‌های جونده با اندازه نسبتاً کم، دندان‌های نیش برجسته و نیز دندان‌های پیشین مرکزی بالایی بزرگ تشکیل می‌شده است.

نخستین اعضای تبار انسان

محققان حدس می‌زنند که احتمالا تغییر اندکی میان نیای مشترک شامپانزه/انسان و نخستین پانین‌ها(میمون‌های اولیه) ایجاد شده باشد. اما نخستین هومینین‌ها به چه طریق از نیای مشترک شامپانزه/انسان و از نخستین پانین‌ها متمایز و جدا شدند؟

پژوهشگران پیش‌بینی می‌کنند که آن‌ها، برخلاف نخستین پانین‌ها، دندان‌های نیش کوچک‌تر، دندان‌های جوندهٔ بزرگ‌تر و آروارهٔ پایینی ضخیم‌تری داشته‌اند. همچنین برخی تغییرات دیگر نیز در جمجمه و اسکلت آن‌ها به وقوع پیوسته که مرتبط با گذراندن زمان بیشتر در حالت ایستاده و اتکای بیشتر به اندام‌های حرکتیِ پسین برای راه رفتن روی دو پا بوده است. این تغییرات شامل یک جابه‌جایی رو به جلو در مجرای نخاع، یعنی جایی که مغز با طناب نخاعی پیوند می‌یابد، بوده؛ به طوری که سر می‌توانسته است تعادل بهتری روی یک تکهٔ بیشتر عمودی یا مفاصل ران پهن‌تر، زانوهای راست‌تر و نیز پاهای استوارتر داشته باشد.

سادگی در مقابل پیچیدگی

فصل‌کننده‌ها و وصل‌کننده‌ها مدل‌های بسیار متفاوتی برای مراحل اولیهٔ تکامل هومینین‌ها در ذهن خود دارند. یک وصل‌کننده فقط سه احتمال را برای یک فسیل متعلق به نخستی‌های عالی ۸ تا ۵ میلیون سال‌های در نظر می‌گیرد که خویشاوندی آن با انسان‌های امروزی و شمپانزه‌ها نزدیک‌تر از خویشاوندی آن با گوریل‌ها یا اورانگوتان‌ها بوده است. آن فسیل یا متعلق به نیای مشترک شمپانزه/انسان یا یک پانین اجدادی اولیه برای شمپانزه‌های امروزی و یا یک هومینین اجدادی اولیه برای انسان‌های مدرن بوده است.

یک فصل‌کننده که می‌پندارد هومینین‌ها و پانین‌های اولیه احتمالا فقط دو دودمان از تعدادی دودمان خویشاوند نزدیک بوده‌اند گزینه‌های دیگری را نیز برای آن فسیل ۸ تا ۵ میلیون ساله در نظر می‌گیرد. نزد فصل‌کننده‌ها، افزون بر گزینه‌های فهرست شده در بالا، آن فسیل می‌تواند متعلق به کلاد منقرض شده‌ای باشد که تاکسون خواهر کلاد Pan/Homo (یا تاکسون خواهر یکی از آن‌ها و یا بیشتر)، و یا متعلق به زیر-کلادهای منقرضی نشدهٔ پانین و هومینین باشد.

فصیل‌کننده‌ها همچنین انتظار دارند که شواهدی از هوموپلازی را نیز در این دورهٔ ۸ تا ۵ «میلیون سال قبل» بیابند. هوموپلازی کار جدا کردن هومینین‌های واقعی را از تاکسون‌هایی که ممکن است به طور مستقل تکامل یافته باشند، پیچیده و دشوار می‌سازد؛ زیرا آن تاکسون‌ها در یک صفت یا بیشتر با هم سهیم خواهند بود: صفاتی که محققان تصور کرده بودند که فقط در هومینین‌ها دیده می‌شود. برخی از پژوهشگران، که من نیز یکی از آن‌ها هستم، بر این بیاورند که برای جدا کردن نخستین اعضای تبار انسان از هومینین‌های غیر انسان، یا هر درجه ای از اطمینان، نیازمند شواهد بسیار بهتری از آنچه اکنون داریم، خواهیم بود.

رقبای کسب مقام نخستین هومینین

محققان چهارگونه متعلق به سه جنسی را برای کسب عنوان ابتدایی‌ترین عضو تبار انسان پیشنهاد کرده‌اند. یکی از مسائل و مشکلات عمده در تعیین آنکه این فسیل‌ها عملا هومینین‌های ابتدایی‌اند یا خیر، مقدار کم شواهد فسیلی است که از آن‌ها در دست داریم. شواهد فسیلی موجود برای کل این چهارگونه را می‌توان به راحتی در یک چرخ دستی جا داد و باز هم جای خالی زیادی باقی خواهد ماند.

افزون بر این، این چرخ دستی الزاماً حاوی شواهد مشابهی برای هر یک از چهار رقیب نخواهد بود. بخش‌های در دست کنونی، شامل یک جمجمهٔ درهم ریخته، بخش‌هایی از چندین آروارهٔ پایینی و دندان‌های متعلق به یک گونه، به همراه چند استخوان کوچک دست و یا و عمدتاً دندان متعلق به دومی، همچنین چندین دندان و بخش‌هایی از استخوان‌های ران متعلق به گونهٔ سوم و قطعات جمجمه، آرواره‌های پایینی و دندان‌ها و نیز استخوان‌های اندام‌های حرکتی (اما کمتر مفید و قایل استفاده) متعلق به چهارمین گونه است.

ادامه دارد…